فولکلور گیلان نمونه‌ای قابل توجه از پیوندهای پیچیده بین رسوم قبل از اسلام و رسوم اسلامی‌است. به طور خاص تلفیق‌گرایی درخت، گاو نر و تخم مرغ در جاهای مقدس نظیر امامزاده و بقعه برای شیعیان و تربت برای اقلیت سنی تالش، و اهمیت عناصر طبیعی در اجرای مراسم مذهبی قابل توجه‌است. اهمیت درختان بی‌شک مشخصه‌ای مهم در فولکلور گیلانی‌است. در این جهان سبز، درختان می‌توانند به خودی خود اشیایی برای پرستش باشند؛ گاهی به عنوان بازماندگان ائمه شناخته می‌شوند و بیشترشان در کنار پرستش‌گاه‌ها قرار دارند. این درختان مقدس گاهی بزرگوار، پیر یا آقادار خوانده می‌شوند تنهٔ بزرگی دارند و صدای باد از میانشان چون زمزمه به گوش می‌رسد. شیرهٔ این درختان عظیم سرخ است و گیلانیان به این دلیل آن را خون امامان می‌دانند. این درختان محل نذر، برای بچه‌دار شدن یا شفای بیماریند. زائران در پای آنان دخیل می‌بندند، شمع روشن می‌کنند و قربانی می‌کنند. پوشش جنگلی در مراسم عزاداری عاشورا هم نقش مهمی دارد، علم‌ها با چوب شمشاد تزیین می‌شوند. جنگل هم مهمان نواز، و محلی برای پناه بردن و هم منشأ خطر و جایگاه جن و پری ظاهر می‌شود. جنگل محافظی برای حیات وحش، خصوصاً خرس که نقش برجسته‌ای در فولکلور محلی دارد، دانسته می‌شود. نازایی بلایی‌ست که زن باید پاسخگوی آن باشد. به چنین افرادی اجاق‌کور یا مرده‌شور گفته می‌شود. مراسم سنتی دندان فشون با درآمدن اولین دندان‌های کودک برگزار می‌شود، او را بر سفره‌ای که آینه، قیچی، قرآن، سکه طلا، کتاب، قلم، سوزن و... قرار دارد می‌نشانند و اولین چیزی که از زمین بردارد، سرنوشت آینده او را پیش‌گویی می‌کند. مثلاً اگر قرآن را بردارد روحانی می‌شود، اگر قیچی را بردارد آرایشگر می‌شود. جشن‌های نوروز و چهارشنبه سوری و یلدا (با خواندن فال حافظ) در گیلان با شکوه برگزار می‌شوند. سفره هفت سین در این منطقه بر پایه سنت ملی ایرانی، سنت‌های محلی و ویژگی‌های فولکور محلی با نفوذ اسلامی، چیده می‌شود هنر سوسن تسلیمی، بازیگر سرشناس گیلانی نوشتار اصلی: هنر گیلانی شعر و موسیقی از زدوره‌های گذشته جایگاه مهمی در فرهنگ گیلانیان داشته‌است به نحوی که در بیشتر مراسم سنتی مثل مراسم عروسی (عروس بران، حنابندان و...)، مراسم پیشواز نوروزی (عروس گوله، نوروزی خوانی، آینه تکم و...) مراسم کشاورزی (نشاء، وجین و...) ترانه‌های خاصی اجرا می‌شده‌است.۷۵ امیراشرف آریانپور در خصوص گنجینه موسیقی گیلان می‌گوید: «این گنجینه غنی فرهنگ موسیقی، برخلاف بسیاری از مناطق ایران از وحدت سبک برخوردار نیست. نقاط مختلف گیلان چه از نظر تنوع آوازها و چه از لحاظ خصوصیات ملودی و ریتم از سبک‌های متفاوتی برخوردارند و این تفاوت سبک به خصوص بین موسیقی مردم تالش با موسیقی محلی مناطق دیلمان و اسپیلی و سایر نواحی گیلان به چشم می‌خورد.» در تالش سه نوع آهنگ قدیم دستان، تالش دستان و تازه دستان وجود دارد. طبیعت منبعی الهام بخش برای موسیقی گیلان به ویژه در سیاهکل و دیلمان بوده و این آهنگها بکر مانده‌اند. احمد بن متوکل در سال ۲۵۵ قمری در کتاب «الموسیقی العراقیه» درباره موسیقی دیلمان نوشته‌است: «آوازخوانی مردم خراسان با زنج است که دارای هفت سیم است و زخمه آن مانند زخمه چنگ است و آوازخوانی مردم ری و طبرستان و دیلمان با تنبورهاست...». ابونصر فارابی در کتاب الموسیقی (در ۳۳۹ قمری) به تنبور گیلانی اشاره می‌کند: «تنبور خراسانی دارای دو سیم است و گونه‌ای دیگر تنبور جیلی (گیلانی) است. شیوه کوک تنبور گیلانی از شیوه کوک خراسانیان جداست».۷۶ جلیل ضیاءپور، نقاش گیلانی و «پدر نقاشی مدرن ایران» نمایش عروس گولی که در آن از ماسکهای جانورگونه با اجرای رقص استفاده می‌شود و به خاطر مایه‌های عشقی آن متعلق به پیش از اسلام دانسته می‌شود توسط بازیگران دوره‌گرد در گیلان اجرا می‌شود. در عروس گولِی، غولی با کلاهی از کلش برنج و با زنگوله‌های کوچکی در دست، با پیرابو، که مردی پیر است که یک مرد جوان بی‌ریش نقش آن را بازی می‎کند، بر سر به دست آوردن قلب نازخانم، دختری که چون عروس لباس پوشیده و پسری نقش آن را بازی می‌کند، مبارزه می‌کند. پیروزی غول بر پیرابو نماد پیروزی جوانی بر عصر قدیم و سال جدید بر سال قدیم است.۷۴۷۷ اول بار ارمنیان در ۲۸ ژانویه ۱۸۸۴ دو اثر نمایشی را به کارگردانی هوانس دولت بیگیان را در گیلان اجرا کردند. در این زمان، گروه‌های تئاتری از قفقاز به رشت و انزلی می‌آمدند و به اجرای نمایش می‌پرداختند. اولین گروه تئاتری گیلان با نام مجمع امید ترقی به مدیریت حسن ناصر، در سال ۱۲۸۹ آغاز به کار کرد. اکبر رادی از برجسته‌ترین نمایش نامه نویسان ایران اهل رشت بود.۷۸ ابراهیم مرادی، از پیشگامان سینمای ایران، در سال ۱۳۰۹ خورشیدی، فیلم‌برداری، برای ساخت فیلم انتقام برادر (یا روح و جسم) را در انزلی، آغاز کرد که اولین فیلم جنایی سینمای ایران بود. دو تن از بازیگران این فیلم، ژاسمین ژوزف زن ارمنی ایرانی و لیدا ماطاووسیان نخستین ستارگان زن سینمای ایرانند. در آن زمان، خانم‌های ارمنی، برخلاف خانم‌های مسلمان، حق داشتند که بدون حجاب و با کلاه‌های جور واجور، در خیابان‌ها ظاهر شوند و بهمین دلیل، حضور آن‌ها در نمایش‌نامه‌های مختلف و در فیلم‌ها، مخالفتی به وجود نمی‌آورد.۷۹ ولی حضور زنان در این فیلم برای مرادی ایجاد مشکل کرد.۸۰ حبیب محمدی بنیانگذار نقاشی مدرن گیلان است. جلیل ضیا پور، محمد صادق بریرانی، حسین محجوبی، بهمن محصص، معصومه سیحون، اردشیر محصص، آیدین آغداشلو، فریده لاشایی و قاسم حاجی زاده از دیگر نقاشان برجسته گیلان هستند.۸۱ ادراک‌های عوامانه و ادبی از هویت نوشتار اصلی: ادراک مردمی و ادبی از هویت مردم گیلان عادات غذایی نوشتار اصلی: غذاهای گیلان زیتون پرورده عادات غذایی گیلانیان چندین مشخصه خاص دارد. مصرف برنج در این منطقه برنج پرور، از هر جای دیگر ایران بیشتر است. کاربرد سبزی در بیشتر غذاها باعث سبز شدن آنها می‌شود که نشانی برای گیلانی بودن آن غذا ست. ماکیان و اردک وحشی، ماهی و زیتون هم منجر به خاص بودن این غذای محلی می‌شود. نظیر سایر نقاط ایران، آشپزی روندی طولانی ست چرا که لازم است محتویات غذا به طور فردی تهیه شود. چربی و روغن در غذاها به وفور استفاده می‌شود و طعم ترش ترجیح داده می‌شود. چاشنی که بر اساس سرکه و آب میوه جات نارس (نظیر غوره) تهیه می‌شود بسیار محبوب است. غذاهای محلی رایج هر یک به نوبه خود نماد یک شیوه آشپزیند: کته طبخ ساده برنج است، میرزاقاسمی شامل بادمجان، سیر، گوجه و تخم مرغ است، باقلاقاتوق یک خورشت محتوی لوبیا ست، اشپل به همراه ماهی سفید، سیرترشی و هفت بیجار (مخلوطی از سبزیجات و سرکه).۸۲ تنوع غذایی رشتیها و تضاد آن با عراقیها یعنی مردم داخل یا فلات ایران، زمینه نیرومندی برای انعکاس تفاوتها است. مردم گیلان عاشق برنج که به طور سنتی با هر سه وعده اصلی غذایی میل می‌شود. این در تضاد با رژیم سنتی عراقیهاست که از نان، محصولات لبنی و گاهی گوشت گوسفند تشکیل می‌شود.۸ ماهی سفید کاسپین ماهی دودی و شور در بازار ماهی فروشان در لنگرود دیدگاه‌های عوام چایکاران زن در لاهیجان. دانشنامه ایرانیکا در مدخل " دید عوام نسبت به هویت گیلانی " می‌نویسد: نزدیکی به تهران و ناهمگونی فرهنگی موجب شده گیلانیان مورد استهزای بعضی از تهرانی‌ها قرار بگیرند. برای مردم عراق عجم، منطقه خزر همسایه، جهانی درهم برهم و واژگون هویت خودشان است. وجود رطوبت، استفاده از گاو و خر به جای گوسفند و شتر، بازبودن در خانه‌ها و نبود دیوار خارجی، کم‌تر بودن حساسیت ناموسی و خشونت بین افراد و گروهها نسبت به درون ایران؛ به نوعی زنانه بودن جامعه و مخالف با جامعه‌ای مردسالار (مشارکت بیشتر زنان، ندرت پوشیدگی، حضور در فعالیتهای تولیدی، انعطاف‌پذیری بالاتر در روابط بین دو جنس، گرچه قطعاً نه به حدی که در جوکها گفته می‌شود) از جمله این عواملند. این جوکها و روایات درباره گیلانیها به همان اندازه که ویژگیهای جمعیت خزر را می‌آموزد، آگاهی بیشتری درباره ارزشهای بنیادین ایرانیان مرکزنشین که چنین جوکهایی را می‌سازند و برایشان جالب است به ما می‌دهد.۸ در سنت ادبی در متون اصلی اسطوره‌ای و ادبی، سفرنامه‌ها، مطالعات تاریخی و... این منطقه گاهی دوزخی و در دیگر زمانها چون بهشتی زمینی به نظر می‌رسد؛ علاوه بر این بسیاری از نویسندگان بومی آن را دارای فرهنگ آریایی دانسته‌اند، فرهنگستانی از رسوم باستانی و ماقبل اسلامی، منطقه‌ای حاشیه‌ای، حافظ استقلال خود، و بستری برای نافرمانی. تصویر دوزخی گیلان نتیجه سنتهای شدیداً متفاوت اسطوره‌ای زرتشتی، با بازتابهایش در شاهنامه و سنت مسافرین عرب و سپس اروپایی است. در اوستا «چهاردهمین جای» خلق شده توسط اهورامزدا، «وارنا و چهار گوشه‌اش» است که به نظر جایی حاشیه‌ای و هراس انگیز می‌رسد. در بندهشن بزرگ، مردمان وارنا و مازنا (سرزمینهای اسطوره‌ای در منطقه جنوب خزر) بازماندگان زوجی متفاوت از آنی هستند که ایرانیان را خلق کرد. مردم این مناطق حاشیه‌ای انیران یا غیر آریایی، نسبت به نژاد ایرانی خارجی هستند. به نوشته جیمز دارمستتر، در اوستا و شاهنامه منطقه خزر جهانی عجیب و موطن خون بد و دیوان است و تصویر جنگلهای گیلان چون مهد نیروهای وحشی مرتبط با یک منطقه مملو از باران، جهانی از بخارات و تپ ناپاک مرتبط است. این تصویری که شبیه آخرالزمان است، توسط مسافرین عربی که به محیط خشک عادت داشتند هم به عنوان ابراز تعجب از کشف جهان مرطوب پراکنده شد. اوستاشناسان نوینتر مانند والتر هنینگ و ماری بویس وارنا را در منطقه بورنو شمال پیشاور (واقع در پاکستان امروزی) می‌دانند.۱۹۸۳ در اوایل قرن دهم ابن حوقل از این الفاظ برای توصیف افلیم منطقه بهره برد: «اغلب باران می‌بارد، حتی ممکن است برای کل یک سال بی توقف ببارد؛ بدون نشانی از خورشید». بین قرون هفدهم تا بیستم اروپاییانی که از منطقه گذشتند یا مدتی در آن ماندند «جو گلخانه‌ای» «بخارات متعفن» آن را تحقیر کردند. لرد کرزن منطقه را یک جهنم مالاریایی می‌خواند و با توصیف اش از مثل مرگ می‌خواهی گیلان برو نتیجه گیری می‌کند. در تضاد با تصویر جهنم مالاریایی گیلان با پوشش گیاهی غنی و تنوع لذات از سوی برخی نویسندگان بهشتی زمینی تصویر شده‌است. جوناس هانوییادداشت ۶پس از توصیف «رطوبت شدید زمین» و رطوبت هوا «چنان زنگ تولید می‌کند که کار ساعت هم مختل می‌شود» گیلان را با نوعی از بهشت مقایسه می‌کند «زمین شدیداً پربار و مولد است، هر نوعی از میوه را بی کود تولید می‌کند، پرتقالها، لیموها، هلوها و انارها، انگور به وفور وجود دارد تاکها بر درختان سوارند و به طور وحشی در کوهها به وفور می‌رویند به نحوی که بخش قابل توجهی از ایالت یک بهشت است». مسافرین اغلب این تصویر یک باغ طبیعی و غنی را ذکر می‌کنند. این درست است که درختان محصور در باغها شاخه‌های اهلی شده گونه‌های وحشی بومیند. وضع گردو، فندق، آلو، گیلاس، زردآلو، گلابی، سیب، ازگیل، درخت، انجیر و درختان انار نیز که همگی احتمالاً از منطقه خزر نشات گرفته‌اند چنین است. منطقه خزر جایی است که تاک از آن نشات گرفته و هیچ‌گاه اهلی نشده‌است.۸ رسانه صفحه اول روزنامه جنگل، ارگان نهضت جنگل، به مدیرمسئولی میرزا حسین کسمایی گیلان، از قدیمی‌ترین مراکز رادیویی و تلویزیونی ایران برخوردار است که امروزه صدا و سیمای مرکز گیلان نامیده می‌شود. این مرکز فعالیت خود را در ۱۳۳۴ با یک دستگاه فرستنده رادیویی ۷۵ واتی که آنتن آن در اداره پست و تلگراف گیلان نصب شده بود آغاز کرد. شبکه استانی صدای مرکز گیلان در سال ۱۳۷۷ راه‌اندازی شد. این رادیو دارای دو بخش برون مرزی رادیو گرجی و رادیو تالشی ست.۸۴ پخش سیگنالهای تلویزیونی در هفتم اردیبهشت ۱۳۴۹ در گیلان آغاز شد. این تلویزیون با شش ساعت برنامه در هفته برنامه‌های موسیقی محلی و برنامه‌های مخصوص کودکان تولید می‌کرد. شبکه باران که در سال ۱۳۷۷ افتتاح شد تنها تلویزیون محلی گیلان است که به صورت ۲۴ ساعته برنامه پخش می‌کند.۸۴ مرضیه ضرابی، اولین نشریه زنان گیلان با نام نشریه نسوان شرق را در ۱۳۰۵ در انزلی منتشر می‌کرد. نخستین گام روزنامه نویسی در گیلان، به سال ۱۳۲۵ ه. ق. برابر یکم مرداد ۱۲۸۶ خورشیدی باز می‌گردد که روزنامه خیرالکلام، به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی میرزا ابولقاسم خان افصح المتکلمین در رشت انتشار یافت. پیک سعادت نسوان نخستین نشریه با گرایش چپ در ایران در سال ۱۳۰۶ به صاحب امتیازی روشنک نوعدوست در رشت منتشر می‌شد.۸۵۳۴ در حال حاضر، حدود ۱۳۱ نشریه در گیلان، مجوز انتشار دارند؛ ۹ روزنامه، ۴۴ هفته نامه، ۶ دوهفته نامه، ۳۷ ماهنامه، ۶ دوماهنامه، ۲۱ فصلنامه و ۷ دوفصلنامه و یک سالنامه از آن جمله هستند. ۸۷ نشریه محلی، ۲۰ نشریه سراسری (کشوری) و ۹ نشریه بین‌المللی در گیلان منتشر می‌شود.۸۶ ماهنامه گیله وا که به زبانهای فارسی - گیلکی منتشر می‌شود، و روزنامه گیلان امروز از جمله نشریات اصلی گیلان هستند. زبان نوشتار‌های اصلی: زبان گیلکی، زبان تالشی و زبان‌های تاتی‌تبار در گیلان سه گروه زبانی ایرانی عمده، یعنی گیلکی، رودباری و تالشی و اقلیت‌هایی از دو گروه دیگر ایرانی، تاتی و کردی، وجود دارند. زبانهای غیر ایرانی عبارت اند از ترکی آذربایجانی و برخی گویشوران کولی‌ها (با منشأ هندی). حدود سه میلیون نفر در گیلان گیلکی را به عنوان زبان اول یا دوم صحبت می‌کنند ولی استفاده از گیلکی و تالشی در بسیاری از شهرهای طوالش به دلیل مهاجرت گسترده مردم از آذربایجان در حال کاهش است.۸۷ به نوشته محمدتقی رهنمایی، استفاده از زبان ترکی در شمال تالش و گیلکی در جنوب آن رو به افزایش است.۸۸ همچنین کرمانجی که از گویش‌های کردی‌ست در فاراب و کرمانج عمارلو به ان گفتگو می‌شود.۸۹ نسخهٔ زبان گیلکی ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد گیلکی دارای دو گویش عمده خاوری و باختری است که سفیدرود مرز بین متکلمان این دو گویش است.۸۷ گیلکی از نظر زبان‌شناسی، به شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی تعلق دارد. در میان اشعار گویندگان بعد از اسلام به آثاری برمی‌خوریم که به گیلکی کنونی نزدیک است. هم‌چنین در گذشته کسانی را که ترانه‌های گیلکی می‌خواندند پهلوی‌خوان می‌نامیدند.۸۹ این زبان نشریات منثور نوپا، از جمله روزنامه‌ها، و ادبیاتی در حال شکوفایی دارد. از نظر دستور زبان تفاوتهای زیادی بین گیلکی و فارسی استاندارد وجود دارد مانند نحوه قرار گرفتن موصوف و صفت که در گیلکی بر خلاف فارسی صفت پیش از موصوف قرار می‌گیرد.۸۷ گیلکی خود سه گونهٔ عمده دارد. الف. گونهٔ گیلکی شرق گیلان (بیه‌پیش)به مرکزیت سومین شهر بزرگ این استان، لاهیجان، در منطقه‌ای محدود از شمال به دریای خزر، از جنوب به بلندی‌های سیاهکل، از غرب به آستانه اشرفیه و حسن‌کیاده تا مرزهای کوچصفهان و از شرق به لنگرود و رودسر که به تدریج به گویش مازندرانی می‌آمیزد. ب. گونهٔ گیلکی رشت (بیه‌پس) که در رشت، صومعه سرا، خمام، بندر انزلی، فومن و شفت به آن سخن می‌گویند. ج. گونهٔ گالشی. گونهٔ دیگری از گونه‌های گیلکی است که مردم نواحی کوهستانی شرق گیلان و غرب مازندران، به آن سخن می‌گویند.۸۹ گویش تاتی، در گیلان، مشابه تاتهای طارم علیا در شمال استان زنجان است. گویش تالشی نیز، خود به سه گروه شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می‌شود که نوع جنوبی آن به تاتی نزدیک تر است. تاتی و تالشی، با همدیگر، به خانواده بزرگ‌تری از زبانها بنام زبانهای تاتی تبار (تاتیک) تعلق دارند. رودباری نیز، احتمالاً که نوعی زبان تاتی تبار می‌باشد که ساختاری گیلکی یافته‌است.۸۷ اکثر اهالی مناطق مذکور (منجمله رودبار الموت، رودبار قصران، طالقان، بومیان کرج، کوههای سمنان، ساوجبلاغ...) زبان را «تاتی» می‌شناسند و از دیدگاه علمی نزدیک‌ترین به تالشی است و بر پایه شواهد همان زبان آذری که با توجه به گویش گاه‌های آن همان زبان مادی یا دست کم شاخه اصلی آن است.۹۰ زبان ترکی آذربایجانی به صورت گسترده در شهرستان آستارا۹۱ و منجیل۹۲ رایج است، همینک ترکی آذربایجانی در شهرستان تالش،۹۳۹۴ شهرستان رضوانشهر۹۵ و لوشان۹۶ نیز استفاده می‌شود. آموزش آموزش عالی دانشکده فنی فومن نوشتار اصلی: آموزش عالی در گیلان در گیلان، بیش از ۱۱۷ هزار دانشجو و ۹۹۰ نفر عضو هیئت علمی، در ۶۷ دانشگاه و مرکز آموزش عالی، به فعالیت آموزشی، مشغول هستند.۹۷ دانشگاه گیلان، بزرگترین دانشگاه دولتی در گیلان، جزء دانشگاه‌های برتر ایران است.۹۸ که با ۸ دانشکده و واحدی بین‌المللی و دو پژوهشکده، با بیش از ۱۷۰۰۰ دانشجو، از بزرگترین مراکز آموزش عالی، در ایران است.۹۹ همچنین، دانشکده فنی کاسپین و دانشکده فنی فومن، وابسته به پردیس دانشکده‌های فنی دانشگاه تهران، در گیلان، واقع شده‌اند. دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت، مؤسسه آموزش عالی دیلمان و مؤسسه آموزش عالی کوشیار، از دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی غیر دولتی برتر، واقع در گیلان هستند. بهداشت نرخ مرگ و میر در گیلان بین ۱۹۹۱–۹۶ ۷ در هزار نفر و امید به زندگی حدوداً ۶۴٫۲ سال (۶۷٫۲ برای جمعیت شهری و ۶۱٫۷ برای جمعیت روستایی) تخمین زده می‌شود. آخرین تخمین معتبر نرخ تولد ۳۱٫۴ برای مناطق شهری و ۳۴٫۸ در مناطق روستایی برای هر ۱۰۰۰ نفر است. پیش بینی شده تا سال ۲۰۲۶ امید به زندگی ۷۶٫۰۳ برای مردان و ۷۹٫۰۵ برای زنان در مناطق شهری و ۷۱٫۹۳ برای مردان و ۷۵٫۱۶ برای زنان در مناطق روستایی باشد.۴۰ دانشگاه علوم پزشکی گیلان در سال ۶۳ بنیان نهاده شد و دارای ۳ هزار و ۱۰۰ دانشجو در رده‌های مختلف است. گیلان دارای ۲۲ بیمارستان دولتی دانشگاهی و شش بیمارستان خصوصی بوده و ۱۲ بیمارستان دولتی جدید و دو بیمارستان خصوصی جدید نیز در آن در حال ساخت است. ۱۲۳۰ مرکز و خانه بهداشت در این استان وجود دارند. میزان برخورداری پزشک در استان گیلان یک در هزار نفر است.۱۰۰ گیلان دارای ۱۴۰۰ پزشک عمومی، ۶۰۰ دندانپزشک، ۲۱۶ ماما و ۴۰۰ پزشک داروساز است.۱۰۱۱۰۲ حمل و نقل گیلان به جز از راه دره منجیل که از طریق آزادراه ۱ به قزوین وصل می‌شود، راه شوسه دیگری به فلات ایران ندارد. گیلان، از طریق چابکسر با استان مازندران و از طریق آستارا با جمهوری آذربایجان، و اردبیل راه زمینی دارد. گیلان دارای مرز دریایی هم هست و در مسیر کریدور شمال–جنوب قرار دارد. تراکم بالای جمعیت و فاصله کم مراکز جمعیتی به گیلان موقعیت ممتازی در زمینه حمل و نقل بخشیده‌است. فرودگاه بین‌المللی سردار جنگل رشت در بلوار ولیعصر رشت با مساحت کل ۲۲۰ هکتار فرودگاه اصلی گیلان و بزرگترین فرودگاه شمال ایران است و در رتبه سیزدهم فرودگاههای ایران قرار دارد. این فرودگاه در هفته ۶۶ پرواز به ۱۳ مسیر پروازی از جمله تهران، شیراز، عسلویه، اصفهان، کیش، مشهد، اهواز، بندرعباس، بغداد، نجف، مدینه، جده و استانبول دارد.۱۰۳۱۰۴ حمل و نقل جاده‌ای در گیلان از سه زیر بخش حمل و نقل کالا، مسافر و بین‌المللی تشکیل شده‌است. حمل و نقل مسافر عمومی جاده‌ای بین شهری با استفاده از اتوبوس، مینی بوس و سواری کرایه انجام می‌شود. ۴٫۱ درصد ناوگان حمل و نقل کالای کشور در گیلان فعالند. مراکز عمده حمل و نقل بین‌المللی گیلان شهرستانهای انزلی و آستارا هستند. پایانه مرزی آستارا در مرز مشترک استان گیلان با کشور جمهوری آذربایجان تنها راه مواصلاتی این استان با کشورهای شوروی سابق و دروازه ورود به اروپا و مرز امین در ایران است. این مرز مقام نخست کشوری در زمینه تجارت چمدانی را داراست.۱۰۵ تاسیسات ساحلی بندر انزلی بندر انزلی بزرگترین بندر شمال ایران و از فعالترین بندرهای حاشیه دریای خزر و پنجمین مرز فعال ایران است با طرح شیوه‌های جدید ترانزیت چون کریدور شمال- جنوب، وجود منطقه آزاد تجاری-صنعتی انزلی اهمیت بیشتری یافته‌است.۱۰۶ نخستین راه آهن در گیلان در سال ۱۹۱۴ توسط خوشتاریای روس، از پیر بازار به رشت به طول ۹ کیلومتر کشیده شد.۱۰۷ عملیات اجرایی پروژه راه آهن گیلان (قزوین، رشت، انزلی) به طول ۲۰۵ کیلومتر در سال ۱۳۸۱ شروع شد و هم اکنون در حال پیشرفت است.۱۰۸ آمار حمل و نقل جاده‌ای در گیلان (۱۳۸۷) ۱ ۷ پایانه مسافربری در شهرهای رشت، انزلی، لاهیجان، صومعه سرا، آستارا، تالش و رودسر ۲ ۱۱۹ شرکت حمل و نقل مسافر (۲٫۵٪ شرکت‌های ایران) ۳ ۳ پایانه کالا در رشت، انزلی، آستارا ۴ ۱۶۰ شرکت شرکت حمل ونقل کالا (۴٫۴٪ شرکت‌های ایران) ۵ فعالیت ۲ شرکت و ۱۰۳ نمایندگی در زمینه حمل و نقل بین‌المللی آمارهای مرزهای استان گیلان (۱۳۸۷) انزلی آستارا ۱ ۷٫۳ درصد از ترانزیت ورودی به ایران ۱۳ درصد از کل واردات جاده‌ای کشور (سومین مرز فعال جاده‌ای) ۲ بیش از ۵۰ درصد حمل و نقل کالای گیلان ۱۴ درصد از کل صادرات جاده‌ای کشور (دومین مرز فعال جاده‌ای) ۳ واردات سالانه بیش از ۴ میلیون تن کالا ۱۳ درصد از کل ترانزیت خروجی کشور (سومین مرز فعال جاده‌ای) ۴ ترانزیت بیش از ۲۸۸ هزار تن سوخت و ۵۵ هزار تن کالای غیر نفتی به طور حمل و نقل ترکیبی به داخل یا خارج کشور ۱ درصد از ترانزیت ورودی (دوازدهمین مرز فعال) ورزش سیروس قایقران، کاپیتان گیلانی سابق تیم ملی فوتبال ایران ورزش در استان گیلان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و این استان در بسیاری از موارد جزء فعالترین استانهای ایران در زمینه پرورش ورزشکار است. گیلان در رشته‌های ورزشی مختلف دارای تیمهای حرفه‌ای است. ورزشگاه دکتر عضدی رشت خانه باشگاه فوتبال داماش گیلان و ورزشگاه تختی بندر انزلی خانه باشگاه فوتبال ملوان بندر انزلی است که هر دو در لیگ برتر فوتبال ایران بازی می‌کنند. ورزش بومی محلی در استان گیلان وجود دارد که قدمت بعضی از آنان به چند صد سال می‌رسد. از معروفترین ورزشهای بومی محلی این استان نیز می‌توان به کشتی گیله مردی، لافن بازی، کلاه پران، بروبیا، توپپا، الختور، ترنا و هفت سنگ اشاره کرد. در ۱۵ سال اخیر هر ساله بین ۱۰ تا ۳۰ جشنواره ورزشهای بومی محلی در استان گیلان برگزار می‌شود که در آن رشته‌های مختلف ورزشی بومی محلی به نمایش گذاشته می‌شود.۱۰۹ ورزشگاه دکتر عضدی رشت، استادیوم خانگی داماش گیلان باشگاه ورزشی گیو بندر انزلی سومین باشگاه ورزشی ایران و اولین باشگاه ورزشی گیلان در بندر انزلی است که به دست عزیز وکیل منفرد تأسیس شده‌است.۱۱۰ یعقوب کوچکزاد قهرمان شنای ایران و بنیانگذار رشته ژیمناستیک در گیلان، محمود نامجو قهرمان وزنه برداری جهان، غفور جهانی که فوتبال ایران را برای اولین بار جهانی کرد و سیروس قایقران اولین کاپیتان شهرستانی تیم ملی فوتبال ایران از جمله قهرمانان ورزشی گیلانی هستند.
ساعت : 1:59 am | نویسنده : admin | صفحات : 1 - 117 - 118 - 119 - 120 - 121 - 122 - 123 - 124 - 125 - 126 - 127 - 128 - 129 - 130 - 131